از روی ناآگاهی یا بدون درک و دانش کافی.
مثالهای طبیعی
He ignorantly claimed that every vaccine works identically.
او از روی ناآگاهی ادعا کرد که همهٔ واکسنها یکسان عمل میکنند.
I ignorantly used the wrong title when greeting her.
من ناآگاهانه هنگام سلامکردن به او از عنوان اشتباهی استفاده کردم.
The visitors spoke ignorantly about the town’s history.
بازدیدکنندگان بدون آگاهی کافی دربارهٔ تاریخ شهر صحبت کردند.
نکتهٔ کاربردی
ignorantly معمولاً کنار فعل میآید تا نشان دهد عمل یا اظهارنظر فرد ناشی از کمبود آگاهی بوده است.
