معنی ۱neutral · 95%
بهدلیل بیماری سالم نبودن
مثالهای طبیعی
She felt ill after lunch.
او بعد از ناهار احساس بیماری کرد.
His father is seriously ill in hospital.
پدرش در بیمارستان بهشدت بیمار است.
He became more ill during the night.
حال او در طول شب بدتر شد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کسی بیمار است، ill را بیشتر بعد از فعلهایی مانند be، feel، become و fall بهکار ببر. قبل از اسم شخص، sick بهویژه در انگلیسی روزمره اغلب رایجتر است.
ترکیبهای رایج
— بیمار شدن

