معنی ۱neutral · 89%
ممنوع از نظر قانون، بهویژه وقتی کاری پنهانی انجام شود.
مثالهای طبیعی
Officers discovered illicit goods inside the container.
مأموران درون کانتینر کالاهای غیرقانونی پیدا کردند.
The bank detected an illicit payment.
بانک یک پرداخت غیرقانونی را شناسایی کرد.
The article exposed an illicit trading network.
آن مقاله شبکهای از تجارت غیرقانونی را افشا کرد.
نکتهٔ کاربردی
Illicit معمولاً رفتار، کالا یا روابط ممنوع را توصیف میکند و از inappropriate («نامناسب») قویتر و دقیقتر است.
