حالت بیمار یا از نظر سلامتی دچار مشکل بودن
مثالهای طبیعی
She missed several days of work because of illness.
او بهدلیل بیماری چند روز سر کار حاضر نشد.
He returned home after a long period of illness.
او پس از یک دورهٔ طولانی بیماری به خانه برگشت.
Illness can affect a student's attendance.
بیماری میتواند بر حضور یک دانشآموز در کلاس تأثیر بگذارد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور حالت کلی بیمار بودن است، illness غیرقابلشمارش است.

