به چیزی نور تاباندن تا دیده شود.
مثالهای طبیعی
New lamps illuminate the pedestrian crossing.
چراغهای تازه گذرگاه عابران پیاده را روشن میکنند.
The lantern illuminated our small tent.
فانوس چادر کوچک ما را روشن کرد.
Soft spotlights are illuminating the entrance hall.
نورافکنهای ملایم دارند سالن ورودی را روشن میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Illuminate یعنی نور فراهم کردن یا آن را بر چیزی تاباندن؛ مفعول معمولاً مکان یا چیزی است که قابل دیدن میشود.
