توضیحدادن با مثال یا تصویر.
مثالهای طبیعی
The chart illustrates the increase in prices.
نمودار افزایش قیمتها را نشان میدهد.
Let me illustrate my point with an example.
بگذار منظورم را با یک مثال توضیح بدهم.
She illustrates children's books.
او کتابهای کودک را تصویرسازی میکند.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «illustrate a point»، «illustrate» در معنای «توضیحدادن با مثال یا تصویر» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
