تصویرسازی؛ تصویر توضیحی.
مثالهای طبیعی
The textbook contains clear illustrations.
کتاب درسی تصاویر توضیحی روشنی دارد.
This illustration shows how the machine works.
این تصویر نحوهٔ کار دستگاه را نشان میدهد.
The artist drew an illustration for the story.
هنرمند برای داستان تصویری کشید.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «book illustration»، «illustration» در معنای «تصویرسازی» بهکار رفته است. در جمله به مفرد، جمع یا غیرقابلشمارش بودن اسم توجه کنید.
