معنی ۱neutral · 95%
تصویر، عکس یا نمایش بصری دیگری از یک شخص یا چیز
مثالهای طبیعی
The page contains an image of the city.
صفحه شامل تصویری از شهر است.
The image looks clear on my screen.
تصویر روی صفحهنمایش من واضح به نظر میرسد.
She added several images to the presentation.
او چند تصویر به ارائه اضافه کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی میگویی در تصویر چه چیزی نمایش داده شده است، از image of استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— تصویری که بهصورت الکترونیکی ذخیره شده است

