معنی ۱neutral · 87%
کپیکردن شیوهٔ رفتار، صحبتکردن یا صدای کسی
مثالهای طبیعی
Young children often imitate their parents.
بچههای کوچک اغلب از پدر و مادرشان تقلید میکنند.
She imitated the singer’s voice perfectly.
او صدای خواننده را بینقص تقلید کرد.
Try to imitate the way he walks.
سعی کن طرز راهرفتن او را تقلید کنی.
نکتهٔ کاربردی
Imitate مفعول مستقیم میگیرد: imitate someone، نه imitate to someone.
ترکیبهای رایج
— تقلیدکردن نحوهٔ صدا یا حرفزدنِ کسی
