immediately
A1قید/US /ˌɪmˈiːdˌiːətliː/ ĭm-ĒD-ē-ətl-ē; UK /ˌɪmˈiːdˌiːətliː/ ĭm-ĒD-ē-ətl-ē/
بلافاصله، عاجلانه، بی درنگ
JadoLearn Dictionary
معنی immediately به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بلافاصله، عاجلانه، بی درنگ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مستقیما، یکراست، یکسره
آنا، در دم
بفوریت، به سرعت، جرنگی
سر راست
همپا، در طول
تماما، در مجموع، من حیث المجموع
بمنزله، بمثابه، مآب
بکنار، بیک طرف، درخلوت
کنار، متصلا، بیک طرف
آنطرف ماوراء، خارج، خارجاز
بطور محض، غیراز، لیکن
باجه، شمارشگر، گیشه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.