معنی ۱neutral · 95%
فوراً و بدون انتظار
مثالهای طبیعی
Call the doctor immediately.
فوراً با پزشک تماس بگیر.
She immediately answered the phone.
او فوراً تلفن را پاسخ داد.
The pain stopped immediately.
درد بلافاصله متوقف شد.
نکتهٔ کاربردی
immediately میتواند قبل از فعل اصلی یا بعد از گروه فعلی بیاید و نشان میدهد کاری بدون تأخیر انجام میشود.
