معنی ۱neutral · 90%
از نظر اندازه، درجه یا اهمیت بسیار بزرگ
مثالهای طبیعی
The project required an immense amount of steel.
این پروژه به مقدار عظیمی فولاد نیاز داشت.
Her discovery was of immense importance to the field.
کشف او برای این حوزه اهمیت بسیار زیادی داشت.
They felt immense relief when the rescue succeeded.
وقتی عملیات نجات موفق شد، آنها آسودگی عظیمی احساس کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Immense` از `large` قویتر است و بهطور طبیعی هم اسمهای فیزیکی و هم انتزاعی را توصیف میکند.
