immoderate
C1صفت/US /ɪˈmɑːdɚɹət/ ĭˈmädərrət; UK /ɪmˈɒdəɹət/ ĭmˈdərət/
بی اعتدال
JadoLearn Dictionary
معنی immoderate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی اعتدال
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بیش از حد، مفرط، بیشازاندازه
گزاف
ناحق، ناحساب، غیرمعقول
غیرمعقول، ولخرج
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.