immoral
C1صفت/US /ˌɪmˈɔrəl/ ĭm-ÔR-əl; UK /ˌɪmˈɔrəl/ ĭm-ÔR-əl/
غیر اخلاقی، بی سیرت، زشت رفتار
JadoLearn Dictionary
معنی immoral به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غیر اخلاقی، بی سیرت، زشت رفتار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بدکردار، بداندیش، بدذات
عاصی، فاجر، معصیت آمیز
جنایتکار، خلاف کار، تبهکارانه
بدسگال، بی پیر، بدطینت
غیر منصفانه، بی انصاف، غیرعادلانه
متقلب، کج معامله، بدحساب
ناپاک، پلشت، ژیژ
تردامن، آلوده دامن، بی ناموس
فاسد الاخلاق
متروک؛ رهاشده
فاجر، فاسق، هم جائی
پایدار؛ ماندگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.