ناتوان از مردن یا پایان یافتنِ وجود، آنگونه که در روایتها یا باورها تصور میشود.
مثالهای طبیعی
The story follows an immortal warrior.
داستان ماجرای جنگجویی نامیرا را روایت میکند.
Ancient myths often portray gods as immortal.
اسطورههای باستانی اغلب خدایان را نامیرا تصویر میکنند.
She believed the human soul was immortal.
او باور داشت روح انسان فناناپذیر است.
نکتهٔ کاربردی
معنای واقعیِ immortal در اسطورهشناسی، داستانهای فانتزی و باورهای دینی یا فلسفی رایج است.
