موجودی فراطبیعی، کوچک و شیطنتپیشه که اغلب شبیهِ شیطانی کوچک تصور میشود.
مثالهای طبیعی
An imp stole the magician’s silver key.
شیطانکی کلیدِ نقرهایِ جادوگر را دزدید.
The villagers blamed imps for the mysterious noises.
روستاییان صداهای مرموز را گردنِ شیطانکها انداختند.
A red-eyed imp crouched beside the fireplace.
شیطانکی چشمسرخ کنارِ شومینه چمباتمه زده بود.
نکتهٔ کاربردی
Imp در افسانهها و آثارِ فانتزی معمولاً موجودی کوچک و شیطنتکار است، نه لزوماً دیوی عظیم.
