معنی ۱neutral · 90%
تأثیر یا اثر قوی بر شخص یا چیزی
مثالهای طبیعی
Tourism has a major impact on the environment.
گردشگری تأثیر زیادی بر محیطزیست دارد.
The internet has changed society with enormous impact.
اینترنت با تأثیری عظیم جامعه را تغییر داده است.
The new rules had several unexpected impacts.
قوانین جدید چند تأثیر غیرمنتظره داشتند.
نکتهٔ کاربردی
`Have an impact on` یک الگوی بسیار رایج است.
ترکیبهای رایج
— تأثیر زیادی بر چیزی داشتن

