معنی ۱neutral · 88%
تأثیر زیادی بر شخص یا چیزی گذاشتن
مثالهای طبیعی
Higher costs impacted small businesses most.
هزینههای بالاتر بیشترین تأثیر را بر کسبوکارهای کوچک گذاشتند.
The storm impacted transport across the region.
توفان حملونقل را در سراسر منطقه تحت تأثیر قرار داد.
Poor sleep can impact learning.
خواب نامناسب میتواند بر یادگیری تأثیر بگذارد.
نکتهٔ کاربردی
`Impact` در نقش فعل متعدی، شخص یا چیزی را که تحت تأثیر قرار میگیرد مستقیماً بهعنوان مفعول میگیرد.

