معنی ۱formal · 85%
با لحنی فرماندهنده و متکبرانه، چنانکه گویی همه موظفاند اطاعت کنند.
مثالهای طبیعی
“Leave immediately,” she ordered imperiously.
او با لحنی آمرانه دستور داد: «فوراً برو بیرون.»
Imperiously, the director waved everyone aside.
مدیر با تکبر دست تکان داد تا همه را کنار بزند.
He tapped his watch imperiously as the meeting ran late.
وقتی جلسه طول کشید، او با حالتی آمرانه روی ساعتش ضرب گرفت.
نکتهٔ کاربردی
بار معنایی منفی دارد: imperiously بر تکبر دلالت میکند، نه صرفاً رهبریِ مطمئن.
