خود را بهجای شخص دیگری جا زدن، معمولاً برای فریب دیگران.
مثالهای طبیعی
A caller impersonated a bank employee to obtain passwords.
تماسگیرنده برای بهدستآوردن رمزهای عبور، خود را کارمند بانک جا زد.
Scammers sometimes impersonate trusted colleagues in emails.
کلاهبرداران گاهی در ایمیلها خود را بهجای همکاران مورداعتماد جا میزنند.
Someone had impersonated the manager on social media.
کسی در شبکههای اجتماعی خود را بهجای مدیر جا زده بود.
نکتهٔ کاربردی
impersonate در معنای جعل هویت مستقیماً با مفعول میآید: impersonate a bank employee؛ پس از آن as لازم نیست.
