impolitic
C1صفت/US /ˌɪmpɔlˈɪtˌɪk/ ĭmp-ôl-ĬT-ĭk; UK /ˌɪmpɔlˈɪtˌɪk/ ĭmp-ôl-ĬT-ĭk/
مخالف مصلحت، مخالف رویه صحیح، مخالف مصلحت مخالف رویه صحیح
JadoLearn Dictionary
معنی impolitic به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مخالف مصلحت، مخالف رویه صحیح، مخالف مصلحت مخالف رویه صحیح
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی تمیز، بی بصیرت
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
نفرتانگیز؛ بسیار بد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.