بهدلیل ناشناختهبودن اطلاعات کلیدی، غیرقابلمحاسبه یا غیرقابلپیشبینیِ قابلاعتماد.
مثالهای طبیعی
The imponderable effect of turnout troubled both campaigns.
تأثیر پیشبینیناپذیر میزان مشارکت، هر دو ستاد انتخاباتی را نگران کرده بود.
How the crowd would react remained imponderable.
اینکه جمعیت چه واکنشی نشان میدهد، همچنان پیشبینیناپذیر بود.
Several imponderable factors could alter the forecast.
چند عامل غیرقابلبرآورد میتوانستند پیشبینی را تغییر دهند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی است. در این مدخل نقش صفت دارد؛ کاربرد اسمیِ an imponderable خارج از موضوع این رکورد است.
