impost
C1اسم/US /ɪˈmpɑːst/ ĭˈmpäst; UK /ɪmpɒst/ ĭmpst/
تعرفهبندی کردن
JadoLearn Dictionary
معنی impost به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تعرفهبندی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جزیه
مالیات غیرمستقیم
عادت، عرف، داب
فرض، وظیفه، وظایفه
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.