چیزی را با اختیار قانونی توقیف کردن و تحت نگهداری رسمی قرار دادن.
مثالهای طبیعی
Police may impound vehicles blocking emergency exits.
پلیس میتواند خودروهایی را که راه خروج اضطراری را بستهاند توقیف کند.
The council impounded three neglected horses.
شورای محلی سه اسب را که از آنها بهدرستی مراقبت نمیشد توقیف و نگهداری کرد.
Officials had impounded the shipment pending an investigation.
مأموران محموله را تا زمان انجام تحقیقات توقیف کرده بودند.
نکتهٔ کاربردی
این کار معمولاً به دست مقام رسمی انجام میشود و علاوه بر توقیف، نگهداری شیء را هم دربرمیگیرد؛ صرف بازرسی نیست.
