تحتتأثیر قرار دادن.
مثالهای طبیعی
Her presentation impressed the audience.
ارائهٔ او حضار را تحت تأثیر قرار داد.
You don't need expensive clothes to impress people.
برای تحتتأثیر قرار دادن دیگران به لباس گران نیاز نداری.
The students impressed their teacher with their work.
دانشآموزان با کارشان معلم را تحت تأثیر قرار دادند.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «impress the audience»، «impress» در معنای «تحتتأثیر قرار دادن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
