imprison
C2اسم/US /ˌɪmprˈɪzən/ ĭmpr-ĬZ-ən; UK /ˌɪmprˈɪzən/ ĭmpr-ĬZ-ən/
زندانکردن، بزندان انداختن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
imprison یعنی زندانکردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زندانکردن، بزندان انداختن
واژههای معتبر برای ادامه یادگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.