بیآنکه از پیش برنامهریزی یا آمادهسازی شده باشد.
مثالهای طبیعی
An impromptu celebration followed the successful launch.
پس از راهاندازی موفق، جشنی خودجوش و بدون برنامهریزی قبلی برپا شد.
The speaker gave an impromptu answer to the audience.
سخنران بدون آمادگی قبلی به پرسش حاضران پاسخ داد.
Their impromptu picnic took place beside the river.
آنها بدون برنامهریزی قبلی کنار رودخانه بساط پیکنیک پهن کردند.
نکتهٔ کاربردی
impromptu بر نداشتنِ آمادگی یا برنامه تأکید دارد؛ spontaneous بیشتر میتواند شور و انگیزهٔ طبیعی و ناگهانی را برجسته کند.
