امکان بهتر شدن یا بهتر کردن آن وجود داشتن.
مثالهای طبیعی
The interface is improvable, despite its strong foundation.
رابط کاربری با وجود پایهٔ محکمش هنوز جای بهبود دارد.
Her presentation skills remain improvable with regular practice.
مهارتهای ارائهٔ او هنوز با تمرین منظم قابلبهبودند.
Residents consider the bus service improvable.
ساکنان معتقدند خدمات اتوبوسرانی را میتوان بهتر کرد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت قابلفهم است، اما در مکالمهٔ روزمره عبارت can be improved طبیعیتر و رایجتر است؛ آن را با «غیرقابلبهبود» اشتباه نگیرید.
