imprudent
C1صفت/US /ˌɪmprˈuːdənt/ ĭmpr-O͞OD-ənt; UK /ˌɪmprˈuːdənt/ ĭmpr-O͞OD-ənt/
بی تدبیر
JadoLearn Dictionary
معنی imprudent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی تدبیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی تمیز، بی بصیرت
غیر عاقلانه، بی ظرفیتی، جاهل
بی محل، بی اعتنا، بیاعتنا
بیدقت، بدون توجه، بی ملاحظه
خیرهسر، بثور، سبکسر
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.