معنی ۱neutral · 89%
دارای مواد بیگانه یا ناخواسته و فاقد خلوص شیمیایی یا فیزیکی.
مثالهای طبیعی
The villagers feared the water was impure.
روستاییان میترسیدند آب ناخالص باشد.
Impure copper conducts electricity less efficiently.
مس ناخالص برق را با بازده کمتری هدایت میکند.
They rejected an impure sample after testing.
آنها پس از آزمایش، نمونهٔ ناخالص را رد کردند.
نکتهٔ کاربردی
ناخالص بودن لزوماً به معنی زیانآور بودن نیست؛ contaminated بیشتر بر وجود مادهای ناخواسته یا مضر تأکید دارد.
