چنان احمقانه و بیمحتواست که بیفایده یا پوچ به نظر میرسد.
مثالهای طبیعی
The host filled every pause with inane chatter.
مجری همهٔ مکثها را با حرفهایِ پوچ و بیمایه پر میکرد.
Her suggestion sounded inane beside the evidence.
پیشنهادِ او در برابرِ شواهد احمقانه به نظر میرسید.
Even more inane were the slogans outside the station.
شعارهایِ بیرونِ ایستگاه از آن هم پوچتر بودند.
نکتهٔ کاربردی
Inane قضاوتی تندتر از simple یا light-hearted است و گفته را از نظرِ محتوا بیارزش یا بیمعنا میشمارد.
