بیتوجه یا کمدقت نسبت به گفتهها و اتفاقهای اطراف.
مثالهای طبیعی
Several students seemed inattentive during the lecture.
چند دانشآموز در طول سخنرانی حواسپرت به نظر میرسیدند.
The receptionist was inattentive to our questions.
متصدی پذیرش به سؤالهای ما توجه کافی نشان نداد.
An inattentive driver missed the stop sign.
رانندهٔ بیتوجه تابلوی ایست را ندید.
نکتهٔ کاربردی
inattentive خودِ فرد یا رفتار او را توصیف میکند؛ inattention اسمِ حالت بیتوجهی است. برای موضوع بیتوجهی از to استفاده کنید.
