مراسم رسمیِ آغاز دورهٔ تصدی یک مقام.
مثالهای طبیعی
The inauguration was broadcast live across the country.
مراسم آغاز به کار بهصورت زنده در سراسر کشور پخش شد.
Photographs from the mayor’s inauguration filled the display.
عکسهای مراسم آغاز به کار شهردار، ویترین نمایشگاه را پر کرده بود.
They travelled to attend the president’s inauguration.
آنها برای شرکت در مراسم تحلیف رئیسجمهور سفر کردند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم معمولاً به خودِ مراسم اشاره میکند، نه تمام مدتی که فرد در آن مقام خدمت میکند.
