معنی ۱formal · 83%
نشانهای از شروع ناموفق یا نتیجهای نامطلوب داشتن.
مثالهای طبیعی
The play received an inauspicious first review.
نخستین نقد نمایش چندان امیدوارکننده نبود.
Our launch seemed inauspicious after two major failures.
پس از دو شکست بزرگ، شروع کارمان بدیمن به نظر میرسید.
We chose an inauspicious day for the outdoor ceremony.
روز نامناسبی را برای مراسم فضای باز انتخاب کردیم.
نکتهٔ کاربردی
برای شروع یا نشانههای نامساعد به کار میرود و نتیجه را قطعی نمیکند.
