معنی ۱neutral · 90%
چیزی که با فراهم کردن دلیل یا منفعت، کسی را به انجام کاری تشویق میکند
مثالهای طبیعی
The bonus gives staff an incentive to improve performance.
این پاداش به کارکنان انگیزهای برای بهبود عملکرد میدهد.
Tax reductions can provide incentives for cleaner technology.
کاهش مالیات میتواند برای فناوری پاکتر مشوق ایجاد کند.
Free delivery was an extra incentive for online customers.
ارسال رایگان یک مشوق اضافی برای مشتریان آنلاین بود.
نکتهٔ کاربردی
`Incentive` اغلب با `to + verb` یا `for + noun` میآید تا نشان دهد چه کاری تشویق میشود.

