لحظه یا مرحلهای که یک نهاد، پروژه یا فعالیتِ سازمانیافته در آن آغاز میشود.
مثالهای طبیعی
Since its inception, the foundation has funded local libraries.
این بنیاد از زمانِ تأسیسش تاکنون هزینهٔ کتابخانههایِ محلی را تأمین کرده است.
The project faced opposition at its inception.
پروژه از همان آغاز با مخالفت روبهرو شد.
From inception, the policy included independent oversight.
آن سیاست از ابتدا نظارتِ مستقل را دربر میگرفت.
نکتهٔ کاربردی
Inception در توصیفِ شروعِ سازمانها، سیاستها، پروژهها و ابتکارها طبیعیتر است تا آغازِ فعالیتهایِ کماهمیتِ روزانه.
