incessant
C1صفت/US /ˌɪnsˈɛsənt/ ĭns-ĔS-ənt; UK /ˌɪnsˈɛsənt/ ĭns-ĔS-ənt/
لاینقطع
JadoLearn Dictionary
معنی incessant به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لاینقطع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مصر درکار
مداوم، مدام
ثابت، دایم
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.