فراوانی یا نرخی که یک رویداد، وضعیت یا بیماری با آن رخ میدهد
مثالهای طبیعی
The incidence of infection declined after vaccination.
میزان بروز عفونت پس از واکسیناسیون کاهش یافت.
Researchers found a higher incidence among older participants.
پژوهشگران میزان وقوع بیشتری را در میان شرکتکنندگان مسنتر یافتند.
Training reduced the incidence of workplace accidents.
آموزش میزان وقوع حوادث محیط کار را کاهش داد.
نکتهٔ کاربردی
`Incidence` دربارهٔ فراوانی یا نرخ است؛ `incident` به یک رویداد مشخص اشاره دارد.
