برای مطرحکردن نکتهای فرعی که موضوع اصلی نیست.
مثالهای طبیعی
Incidentally, did you get my revised schedule?
راستی، برنامهٔ اصلاحشدهٔ من را دریافت کردی؟
The restaurant closes early, incidentally.
راستی، رستوران زود میبندد.
Incidentally, our supplier has changed its phone number.
ضمناً شمارهٔ تلفن تأمینکنندهٔ ما تغییر کرده است.
نکتهٔ کاربردی
برای افزودن خبر یا پرسشی که موضوع اصلی صحبت نیست، incidentally را معمولاً با ویرگول از بقیهٔ جمله جدا میکنیم.
