معنی ۱neutral · 89%
برشی عمدی در پوست یا سطحی دیگر، بهویژه هنگام جراحی.
مثالهای طبیعی
The surgeon made a small incision below the knee.
جراح برش کوچکی زیر زانو ایجاد کرد.
Keep the incision clean while it heals.
تا هنگام بهبود، محل برش را تمیز نگه دارید.
A shallow incision in the bark exposed fresh wood.
برش کمعمقی در پوست درخت، چوب تازهٔ زیر آن را آشکار کرد.
نکتهٔ کاربردی
برش incision عمدی است، برخلاف بسیاری از بریدگیهای اتفاقی؛ معمولاً شمارشپذیر است.
