inclination
C1اسم/US /ˌɪnklənˈeɪʃən/ ĭnkl-ən-ĀSH-ən; UK /ˌɪnklənˈeɪʃən/ ĭnkl-ən-ĀSH-ən/
مشرب، گرایش، مایلیت
JadoLearn Dictionary
معنی inclination به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مشرب، گرایش، مایلیت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خم، خم دار، علف بوریا
تمایل، گرایش
میل باطنی
اشغال قبلی
ضمیمه، علیقه، چسبیدگی
آرزومندی، خواهش، آرشی
عاطفه، علاقه، محبت
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.