معنی ۱neutral · 90%
با دربرگرفتن یک فرد یا چیز بهعنوان بخشی از گروه
مثالهای طبیعی
Six people came, including my cousin.
شش نفر آمدند، از جمله یکی از اقوامم.
The price includes everything, including tax.
قیمت شامل همهچیز، از جمله مالیات است.
We visited three cities, including Berlin.
از سه شهر، از جمله برلین، دیدن کردیم.
نکتهٔ کاربردی
including پیش از نمونه یا عضوی میآید که واقعاً جزو گروه بزرگتر است.
