چنان دشوار که فهمیدنش ناممکن یا بسیار سخت باشد.
مثالهای طبیعی
The manual was incomprehensible without the diagrams.
بدون نمودارها، فهمیدن آن دفترچهٔ راهنما ناممکن بود.
Her sudden resignation seemed incomprehensible to colleagues.
استعفای ناگهانی او برای همکارانش غیرقابلدرک به نظر میرسید.
The announcement became incomprehensible amid the crowd noise.
در میان همهمهٔ جمعیت، آن اطلاعرسانی دیگر قابلفهم نبود.
نکتهٔ کاربردی
ممکن است متنی بهخاطر پیچیدگی نامفهوم باشد، اما رفتاری به این دلیل که انگیزهاش روشن نیست، غیرقابلدرک به نظر برسد.
