چنان دور از ذهن یا باورنکردنی که تصور یا باور کردنش تقریباً ناممکن به نظر برسد.
مثالهای طبیعی
Such fast trains once seemed inconceivable.
زمانی قطارهایی با این سرعت تصورناپذیر به نظر میرسیدند.
It is inconceivable that she would deliberately harm a patient.
اینکه او عمداً به بیماری آسیب برساند، غیرقابلتصور است.
Researchers achieved results that had previously been inconceivable.
پژوهشگران به نتایجی دست یافتند که پیشتر تصورشان هم ممکن نبود.
نکتهٔ کاربردی
این واژه اغلب ناباوریِ گوینده را میرساند و الزاماً ثابت نمیکند که وقوع چیزی از نظر فیزیکی محال است.
