inconvenience
B2اسم/US /ˌɪnkənvˈiːnjəns/ ĭnk-ənv-ĒNY-əns; UK /ˌɪnkənvˈiːnjəns/ ĭnk-ənv-ĒNY-əns/
معذب داشتن، اسباب زحمت

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
inconvenience یعنی معذب داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معذب داشتن، اسباب زحمت
واژههای معتبر برای ادامه یادگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.