وضعیت بر عهده داشتن یک سمت رسمی، بهویژه سمتی که با رأی مردم به دست میآید.
مثالهای طبیعی
Incumbency often gives candidates greater name recognition.
در اختیار داشتنِ سمتِ فعلی اغلب باعث میشود نامزدها بیشتر شناخته شوند.
The opposition hoped to overcome the advantages of incumbency.
مخالفان امیدوار بودند بر مزیتهای در اختیار داشتنِ سمت غلبه کنند.
Her incumbency gave her access to experienced advisers.
تصدیِ آن سمت، دسترسی او به مشاوران باتجربه را فراهم کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
وقتی بهطور کلی دربارهٔ مزایای صاحبمنصب بودن صحبت میکنیم، این اسم اغلب بدون شمارش به کار میرود.
