به فرد، سازمان یا وامدهنده بدهی مالی داشتن.
مثالهای طبیعی
The company remains heavily indebted to several banks.
این شرکت همچنان بدهی سنگینی به چند بانک دارد.
After graduation, he was deeply indebted.
او بعد از فارغالتحصیلی بدهی زیادی داشت.
Several indebted households struggled with higher interest rates.
چند خانوار بدهکار با افزایش نرخ بهره به مشکل خوردند.
نکتهٔ کاربردی
در معنای مالی، indebted وضعیت بدهکاری را توصیف میکند، نه خودِ عمل وامگرفتن.
