زیان مشخص کسی را جبران کردن یا او را در برابر هزینهٔ آن حمایت کردن.
مثالهای طبیعی
The insurer indemnified us for storm damage.
بیمهگر خسارت طوفان را به ما پرداخت کرد.
The company may indemnify directors against certain claims.
شرکت ممکن است مدیران را در برابر برخی ادعاها حمایت مالی کند.
Suppliers must indemnify the retailer if their products cause harm.
اگر محصولات تأمینکنندگان آسیبی برساند، باید خسارت خردهفروش را جبران کنند.
نکتهٔ کاربردی
در قراردادهای بیمه و مسئولیت حقوقی رایج است.
