معنی ۱neutral · 90%
نشانه، معیار یا بخشی از اطلاعات که برای نشان دادن وضعیت یا جهت چیزی به کار میرود
مثالهای طبیعی
Employment growth is a key indicator of economic health.
رشد اشتغال یک شاخص کلیدی سلامت اقتصادی است.
Blood pressure can be an important indicator of risk.
فشار خون میتواند شاخص مهمی برای خطر باشد.
Managers monitor several indicators before revising the forecast.
مدیران پیش از بازبینی پیشبینی، چند شاخص را زیر نظر میگیرند.
نکتهٔ کاربردی
یک `indicator` وضعیت را نشان میدهد یا اندازه میگیرد، اما لزوماً علت آن را ثابت نمیکند.
