اتهام رسمی مبنی بر اینکه کسی مرتکب جرمی جدی شده است، بهویژه پیش از محاکمه
مثالهای طبیعی
The grand jury returned an indictment for fraud.
هیئت منصفهٔ عالی برای اتهام کلاهبرداری کیفرخواست صادر کرد.
The indictment names three executives as defendants.
در کیفرخواست نام سه مدیر بهعنوان متهم آمده است.
Prosecutors announced separate indictments after the investigation.
دادستانها پس از تحقیقات چند کیفرخواست جداگانه اعلام کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Indictment` یک اتهام است، نه اثبات گناه یا محکومیت.
